تبليغاتX
شهاب - حکایت فتنه های این روزها...
 
نوشته های یک نسل سومی انقلاب
 

شرح و تحلیل آنچه در این روزها می گذرد باشد برای زمان دگر. کوتاه نظرم را در ضمن پست قبلی گفتم. انقلاب ما دوران عبور از نفاق پیچیده را می گذراند و دردناک این است که چه بسیار خوبانی که با طناب نفاق منافقان به ته چاه رفتند و به جای آنکه خود را متهم کنند ولی فقیه را متهم کردند. به جای آنکه از نصایح او پند گیرند، خون کشته شدگان را به گردن ولی زمان انداختند تا هم او را از عدالت و ولایت ساقط کرده باشند و هم خود را پاک دست و پاک نیت نشان دهند!

گفتم داستان مکر برخی از قوم ثمود با پیامبرشان عجب شباهتی به این روزهای ما دارد

(سوره مبارکه نمل؛ آیات ۴۸ – ۵۳):

«و کان فی المدینه تسعه رهط یفسدون فی الارض و لا یصلحون»

{در شهر ۹ گروه بودند که در زمین فساد می کردند و در پی اصلا ح آن نبودند (گرچه گاه نام اصلاح طلب را یدک می کشیدند!)}

«قالوا تقاسموا بالله لنبیتنه و اهله ثم لنقولن لولیه ما شهدنا مهلک اهله و انا لصادقون»

{به یکدیگر گفتند که به خدا قسم یاد کنید که شبانه بر صالح و خاندانش شبیخون بزنید و سپس بگویید ما از کشته شدن ایشان خبری نداریم و ما راست می گوییم! (شبانه مصاحبه کردند و آشوب را کلید زدند و سپس مسئولیت خون های کشته شده را به گردن دیگری انداختند!)}

«و مکروا مکراً و مکرنا مکراً و هم لایشعرون»

{آنها مکر کردند و ما نیز - در حالی که آگاه نبودند - مکر کردیم }

«فانظر کیف کان عاقبه مکرهم انا دمرناهم و قومهم اجمعین»

{پس نگاه کن که عاقبت مکر آنها چه شد: آنها و تمامی قومشان را نابود کردیم}

«فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا ان فی ذالک لآیه لقوم یعلمون»

{پس خانه هایشان خالی از سنکه است و این در جزای ظلمی بود که انجام دادند؛ در این داستان برای آنها که بدانند آیه و نشانه ای است}

«و انجینا الذین آمنوا و کانوا یتقون»

مومنین و متقین را نجات بخشیدیم.}

کاش ما نیز از جمله مومنین و متقین باشیم تا از این امتحان دشوار سربلند بیرون آییم...

  نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط محمدمهدی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM